پزشکانی که جان خود را می‌گیرند: از خودکشی پزشکان چه می‌دانیم؟

Blog Single

شاید تعجب کنید که در آمریکا نرخ خودکشی پزشکان مرد 1.4 برابر بیشتر از جمعیت کلی مردان و نرخ خودکشی پزشکان زن حدود 2.2 برابر جمعیت کلی زنان است. این مقاله در مورد خودکشی پزشکان در جامعه آمریکا است. داده‌‌های این مقاله می‌تواند هشداری برای توجه بیشتر به سلامت پزشکان ایرانی و ضرورت انجام این‌گونه پژوهش‌ها در کشورمان باشد.

مقاله‌ای نوشته‌ی کاترین گلد و همکارانش اطلاعاتی در مورد عوامل مستعدکننده‌ی مرتبط به خودکشی‌های پزشکان و غیرپزشکان ارائه می‌دهد. این محققان از یک پایگاه داده‌ی بزرگی موسوم به «سیستم ملی گزارش مرگ خشونت‌آمیز» استفاده کردند و اطلاعات 203 پزشکی را که از سال 2003 تا 2008 با خودکشی فوت کردند با 31.636 خودکشی در کل جمعیت در همان بازه‌ی زمانی مقایسه کردند. این پایگاه داده ترکیبی از اطلاعات مربوط به بخش نیروی انتظامی، گزارش‌های پزشکی قانونی، گزارش‌های پزشکی، آزمایشگاه‌های جنایی و گزارش‌های آمار حیاتی (تولد، مرگ، ازدواج و طلاق) را ارائه می‌کند.

عوامل استرس‌زای روانی-اجتماعی بیشتر به خودکشی در کل جمعیت ارتباط دارد تا خودکشی در میان پزشکان. وقوع یک مرگ یا بحران بین فردی در جمعیت کلی بیشتر دیده‌شده است. اختلالات مصرف الکل یا مصرف مواد نیز در میان غیرپزشکان شایع‌تر بود.

از طرف دیگر، پزشکان استرس شغلی بیشتری را گزارش کرده بودند. علاوه بر این، در میان کسانی که جان خود را گرفتند پزشکان بیشتر از غیرپزشکان از داروهایی استفاده می‌کردند که حاکی از وجود اختلال روان‌پزشکی بود. جالب اینجاست که مصرف داروهای ضدافسردگی در بین پزشکان بیشتر نبود بلکه استفاده از داروهای ضد روان‌پریشی، بنزودیازپین‌ها (داروهایی مانند دیازپام، آلپرازولام و لورازپام) و باربیتورات‌ها بیشتر بود. این روزها به‌جز برای صرع و بیهوشی، معمولاً از باربیتورات‌ها در طب بالینی استفاده نمی‌شود و بنابراین ممکن است از این داروها برای اوردوز استفاده‌شده باشد.

این داده‌ها به چه معناست؟

اول اینکه، خودکشی در بین مردم عادی شایع است و در بین پزشکان شایع‌تر است. اگرچه ممکن است برخی تصور کنند که پزشک بودن از شخص در برابر خودکشی محافظت خواهد کرد، اما عکس این موضوع صحت دارد. اگرچه تشخیص دلایل واقعی خودکشی از داده‌های نظرسنجی دشوار است، اما پزشکانی که خودکشی منجر به مرگ داشتند استرس شغلی قابل‌توجهی را گزارش کرده بودند. همچنین، پزشکان ممکن است آگاه باشند که علائم اختلالات روان‌پزشکی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی یا اختلال دوقطبی دارند، اما ممکن است از ترس تأثیر منفی بر شغلشان، در کمک گرفتن مردد باشند. جالب است که پزشکانی که جان خود را گرفتند بیشتر از غیرپزشکانی که اقدام به خودکشی کردند از داروهای ضد روان‌پریشی استفاده می‌کردند. دلایل این امر نامشخص است.

برای عامه‌ی مردم در نظر گرفتن این واقعیت که پزشکان می‌توانند مانند دیگران از اختلالات روانی و فیزیکی رنج ببرند، ناخوشایند است. پزشکان از بیماری‌های قلبی، دیابت یا سایر اختلالات پزشکی مصون نیستند. به همین ترتیب، آن‌ها در برابر اختلالات روان‌پزشکی یا عوامل استرس‌زایی که ریسک ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی و خودکشی را افزایش می‌دهند، مصونیتی ندارند.

خودکشی همیشه یک اتفاق تراژیک و غم‌انگیز است. داده‌های تأمل‌برانگیز این گزارش نیاز جدی به شناخت و درمان بهتر افسردگی، سوءمصرف الکل و اضطراب و همچنین عوامل استرس‌زایی را که می‌توانند باعث ایجاد و تشدید این اختلالات شوند، نشان می‌دهد. شاید در این صورت، میزان خودکشی در پزشکان و غیرپزشکان به میزان قابل‌توجهی کاهش یابد.

با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

مقالات مرتبط: